بدعتگذاران مسيحي آن عصر غالباً ناشناس بودند، ولي روح شورش در شخصيت افسانه‌اي‌ آرنولد برشايي نمايان شده است‌، و او كسي است كه شديداً قدرت و نيروي پاپ‌ها و مال‌اندوزي‌ كشيشان را به خطر افكند، ولي سرانجام شكست خورد و در 1155، در روم‌، به‌دار آويخته شد.
برگرديم بر سر مسيحيان موٴمن‌. آموزش و پرورش مسيحيان تا آن زمان بيشتر در صومعه‌ها صورت مي‌گرفت‌، ولي رشد سريع شهرها بر اهميت كليساهاي جامع افزود، و مدرسه‌هاي‌ وابسته به اين جامع‌ها بيش‌ازپيش اهميت يافت‌. اين امر تدريجاً تغييراتي را در حوزه‌ٴ آموزش و پرورش ايجاب كرد. كليساي جامع شهري بيش از صومعه‌ٴ روستايي با جهان خارج مربوط بود، و آموزش و پرورش به‌طور كلي بيشتر جنبه‌ٴ دنيوي پيدا كرد. مدرسه‌هاي كليساها زمينه‌ٴ پيدايش‌ دانشگاه‌ها را در دوره‌ٴ بعدي‌، فراهم كردند.
تحت تأثير نيرومند جنگ‌هاي صليبي‌، سازمان كاملاً جديدي رشد يافت‌. فرقه‌هاي ديني‌ شهسواران‌؛ قديمي‌ترينش فرقه‌ٴ قديس يوحناي اورشليمي بود كه در 1099 تأسيس شد، و هنگام تصرف بيت‌المقدس به دست سپاهيان مسيحي در اواسط سده‌ٴ دوازدهم‌، تقريباً به‌صورت‌ يك نهاد جهاني درآمد كه از ثروت و قدرت چشمگيري برخوردار بود. فرقه‌ٴ شهسواران معبد، اندكي بعد، در 1119، تأسيس شد و مرام‌نامه‌ٴ آنان در 1127، با كمك قديس برنار تدوين شد. شهسواران معبد حتي از شهسواران قديس يوحنا هم ثروتمندتر شدند؛ قدرت پنهاني آنان در سراسر قلمرو مسيحيت لاتيني محسوس بود. در سايه‌ٴ قدرت و انضباط فرقه‌ٴ آنان‌، و همه‌جاگيري و رازداريشان‌، تا آغاز سده‌ٴ چهاردهم‌، مهم‌ترين سازمان مالي جهان را به وجود آوردند. مسلماً، قدرت آنان چندان زياد بود كه تباهي را در داخل و حسد را در خارج برانگيخت‌. در 1307 ـ 1312، پاپ و پادشاه فرانسه براي نابود كردن آن متحد شدند. هر دو فرقه مولود كليسا و جنگ بودند؛ آنها آرمان‌هاي شهسواري و رهبانيت را تلفيق كردند، و در آن واحد نهادهاي‌ نظامي و ديني بودند. با توجه به اين برخورد ذاتي آرمان‌ها، نقص‌هايشان كمتر به چشم مي‌خورد تا پيروزي‌هايشان‌.
غير از قديس برنار، ممتازترين شخصيت‌هاي قلمرو مسيحيت عبارت بودند از پي‌ير معزز، يعني آخرين فرد از هفت رهبان بزرگ كلوني‌؛ و سوژر كه در سايه‌ٴ نبوغش صومعه‌ٴ سن دني‌ نزديك پاريس به‌صورت يكي از مراكز فرهنگي آن عصر درآمد. جالب توجه است كه اين سه مرد بزرگ‌، كه مظهر نهضت مسيحيان شمرده مي‌شدند، فرانسوي بودند.
براي تكميل اين تصوير مربوط به مسيحيت‌، لازم است چند كلمه‌اي از رشد درخور تحسين‌ هنر رومي‌مآبي‌1 بگوييم‌، كه تا حدود زيادي مخلوق كليسا بود و به‌نوبه‌ٴ خود به‌صورت يك‌


Romanesque .1